|
گلهای زندگی برای فرزندانم محمدجواد و حمید رضا
| ||
|
صبحدم را گفتم می توانی آیا لب مادر گردی عسل وقند بریزد از تو لحظهء حرف زدن جان شوی عشق شوی مهر شوی زرگردی گفت نی نی هرگز گل لبخند که روید زلبان مادر به بهار دگری نتوان یافت دربهشت دگری نتوان جست من ازان آب حیات من ازان لذت جان که بود خندهء اوچشمهء آن من ازان محرومم خندهء من خالیست زان سپیده که دمد از افق خندهء او خندهء او روح است خندهء او جان است جان روزم من اگر لذت جان کم دارم روح نورم من اگر, روح وروان کم دارم درپی عشق شدم تا درآئینهء او چهرهء مادر بینم دیدم او مادر بود دیدم او در دل عطر دیدم او در تن گل دیدم اودر دم جانپرور مشکین نسیم دیدم او درپرش نبض سحر دیدم او درتپش قلب چمن دیدم او لحظهء روئیدن باغ از دل سبزترین فصل بهار لحظهء پر زدن پروانه در چمنزار دل انگیزترین زیبایی بلکه او درهمهء زیبایی بلکه او درهمهء عالم خوبی, همهء رعنایی همه جا پیدا بود [ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ 12:29 ] [ مادر ]
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ
ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺭ ﺟﺴﺘﺠﻮﯼ ﻗﺎﻓﯿﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﺷﻢ ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ ... ﻫﺮ ﺳﭙﯿﺪﻩ ﺩﻡ ﯾﮏ ﺳﺒﺪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﭘﺲ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ... ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻮ ﺧﺎﻟﻖ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﺤﺒﺖ , ﺻﺒﻮﺭﯼ , ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯼ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ ﺯﯾﺮﺍ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﻣﯿﺜﺎﻕ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ ... [ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ 10:47 ] [ مادر ]
سال نو مبارک
[ شنبه دهم فروردین 1392 ] [ 7:27 ] [ مادر ]
خدایا بگذار هرکجا تنفراست بذرعشق بکارم، هرکجا آزادگی هست ببخشایم وهر کجا غم هست شادی نثار کنم، الهی توفیقم ده که بیش ازطلب همدلی، همدلی کنم ، بیش از آنکه دوستم بدارنددوست بدارم ، زیرا در عطا کردن است که ستوده می شویم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم . موضوعات مرتبط: فقط خدا [ یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 ] [ 12:1 ] [ مادر ]
چیزی نخواهم جز بوی گندم........جز برق شادی در چشم مردم جز یک ترانه.........جز یک ترنم............یک غنچه لبخند.........یک گل تبسم یک ذره خورشید از کهکشانها........یک پنجره ابر از آسمانها یک قطره دریا..........یک چکه شبنم...........یک موج کوچک از بیکرانها دیگر نخواهم چیزی خدایا............غیر از دلی پاک آیینه آسا
غیر از دلی ساده چون آسمانها...........چون ساحل افتاده در پای دریا... موضوعات مرتبط: فقط خدا [ یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 ] [ 11:50 ] [ مادر ]
خدا گوید :
تو ای زیباتر از خورشید زیبایم تو ای والاترین مهمان دنیایم تو ای انســــان ! بدان همواره آغوش من باز است ... شروع كن ... یك قدم با تو تمام گامهای مانده اش با من...!!! موضوعات مرتبط: فقط خدا [ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 7:45 ] [ مادر ]
گفتم اگر ، خوانم تو را؟ گفتی اجابت می کنم
گفتم تو می بینی ، مرا ؟ گفتی نگاهت می کنم گفتم ندارم ، توشه ای ؟ گفتی عطایت می کنم گفتم که ، ره گم کرده ام گفتی هدایت می کنم گفتم که اصلاحم نما گفتی عنایت می کنم گفتم که ، می بخشی مرا ؟ گفتی کرامت می کنم گفتم شود ، مومن شوم ؟ گفتی اشارت می کنم گفتم اگر ، مومن شدم گفتی بشارت می کنم گفتم که یارم می شوی؟ گفتی رفاقت می کنم گفتم بهشتم می بری ؟ گفتی ضمانت می کنم..... موضوعات مرتبط: فقط خدا [ یکشنبه بیستم اسفند 1391 ] [ 7:44 ] [ مادر ]
سر خاک من...!!
اونی که بیشتر اذیتم کرد بیشتر گریه میکنه...!! اونی که نخواست ما رو بالاخره میاد دیدن جسدم...!! اونی که حتی نیومد تولدم زیر تابوتمو گرفته...!! اونی که سلام نمیکرد میاد برا خدافظی...!! عجب روزیه اون روز...!! ... حیف كه اون موقع خودم نیستم...!! موضوعات مرتبط: خاطرات من [ یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ] [ 8:1 ] [ مادر ]
باز باران بی ترانه
میخورد بر بام خانه
یادم امد کربلا را
دشت پر شور و بلا را
گردش یک ظهر غمگین گرم و خونین لرزش طفلان نالان،زیر تیغ نیزه داران با صدای گریه های کودکانه وندرین صحرای سوزان میدود طفلی سه ساله پر ز ناله دل شکسته، پای خسته باز باران باز محــــرم باز محرم باز محرم [ یکشنبه سوم دی 1391 ] [ 14:27 ] [ مادر ]
وقتی در ایوان دلتنگی هایت می نشینی وقتی که پشت یک پنجره بارانی بی هوا شاعر می شوی... وقتی دیگر کسی برای شنیدن جمله هایت به اندازه لحظه ای فرصت نمی گذارد... کسی هست که می شود به او پناه برد. کسی که شب دلتنگی را با او می توان قسمت کرد. نگاهت را از سنگفرشهای خیس و سرد کوچه های باران زده جدا کن.
تا چه وقت می خواهی یاسهایت را به ساقه گلهای گلدان های اتاقت پیوند بزنی؟
تا چه وقت می خواهی در کوره راههایی که برای خودت ساخته ای قدم برداری؟ می توان از تاریکی ها گذشت می توان خود را در کوچه های سبز دوباره یافت. یک نفر هست یک نفر که تا خواب دوباره چشمهایت با توست. شب دلتنگی هایت را با او قسمت کن........
تنها با او
موضوعات مرتبط: زندگی [ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 15:11 ] [ مادر ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||