X
تبلیغات
گلهای زندگی

گلهای زندگی
برای فرزندانم محمدجواد و حمید رضا  
پيوندهای روزانه
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﮐﻢ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﯾﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻧﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺸﺎﻥ ﺭﺍ . . .
ﺑﻬﺸﺎﻥ ﺧﺮﺩﻩ ﻧﮕﯿﺮﯾﺪ !ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺍﻧﺪ “ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ” ﺣﺮﻣﺖ ﺩﺍﺭﺩ ،
ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ
ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ،
ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺑﺨﻨﺪﯼ ، ﺗﺎ ﺗﻮﺷﺎﺩ ﺑﺎﺷﯽ . . .
ﺁﺯﺍﺭﺕ ﻧﻤﯿﺪﻫند ، ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﮑنند ،ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺳﺘﺎﯾﻢ ..

[ چهارشنبه هفتم اسفند 1392 ] [ 9:8 ] [ مادر ]
كاش قلبم درد پنهاني نداشت. چهره ام هرگز پريشاني نداشت

كاش برگه هاي آخر تقويم عشق ، خبر از يك روز باراني نداشت

كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت

كاش ميشد عشق را تفسير كرد. دست و پاي عشق را زنجير كرد

كاش يا رب آشنايي ها نبود

يا به دنبالش جدايي ها نبود .

... رفتن تو بهار را با خود برد

آفتاب چشمانم!

اينجا سرماست،

دل تنهاست

طلوع کن،

آب کن

ذهن پوچ يخ بسته

بي تو بودن را...

بادهاي زيادي وزيدند تا تو را و عشقت را از من بتکانند وبا خود ببرند،

اما باد آرام گرفت و من هنوز عشق مي ورزم.

باران هاي زيادي آمدند و تمام يادهايت را خيس و نمناک کردند، خواستند عشقت را بشويند و با

خود ببرند، اما باران بند آمد و من هنوز عشق مي ورزم.

ومي دانم تا آخرين نفس، رسالت من همين عشق ورزيدن است.

وقتي که شانه هايم

در زير بار حادثه مي خواست بشکند

يک لحظه

ازخيال پريشان من گذشت:

ـ بر شانه هاي تو... ـ

بر شانه هاي تو

مي شد اگر سري بگذارم

وين بغض درد را

از تنگناي سينه بر آرم

به هاي هاي

آن جان پناه مهر

شايد که مي توانست

از بار اين مصيبت سنگين

آسوده ام کند

پس چه بامن نشوي يار چه مي پر هيزي يارشو بامن بيمار چه مي پرهيزي

چيست مانع زمن زار چه مي پرهيزي بگشاي لعل شکر بار چه مي پرهيزي

که ترا گفت که با ارباب وفا حرف نزن چين بر افروز و يک باره به ما حرف مزن

درد من کشته شمشير بلا مي داند سوز من سوخته داغ جفا مي داند

مسکنم ساکن صحراي فنا مي داند پاکبازم همه کس طور مرا مي داند

عاشقي همچو منت نيست خدا مي داند چاره من کن و مگذار که بيچاره شوم

سر خود گيرم و از کوي تو آواره شوم

[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 ] [ 13:1 ] [ مادر ]

من دارم سعى مى کنم ،همرنگ جماعت شوم

اما...

مى شود کمکم کنید!؟

آى جماعت !

شما دقیقا چه رنگى هستید؟!

در این رنگین کمان هفت خطی آدم ها ،

دیوانه بود

شاعری که می گفت:

خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو !!!

[ دوشنبه هفتم بهمن 1392 ] [ 13:59 ] [ مادر ]

خدایا دلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنم الفبای زندگی را ..

میخواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی که دل شکستم و دلم را شکستند .

دلم میخواهد اگر معلم گفت در دفتر نقاشی تان

هر چه میخواهید بکشیداین بار تنها و تنها نردبانی بکشم به سوی تو !

[ دوشنبه هفتم بهمن 1392 ] [ 13:54 ] [ مادر ]

كاش مي شد بارديگر سرنوشت از سرنوشت

كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت

كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست

با محبت ، با وفا ، با مهربانيها نوشت

كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان

داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت

كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود

كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها نوشت.  

[ دوشنبه هفتم بهمن 1392 ] [ 13:51 ] [ مادر ]
 
من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغـــاز عالــم تو را دوست دارم


چه شب ها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم ؛ تـــــو را دوست دارم


نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی !

من ای حس مبهــــم تــــو را دوست دارم


سلامی صمیمی تر از غـم ندیدم

به اندازه ی غم تو را دوست دارم


بیــــا تا صدا از دل سنگ خیــــزد

بگوییم با هم : تو را دوست دارم


جهان یک دهان شد همـــآواز با ما :

تو را دوست دارم ، تو را دوست دارم...

                                                  از مرحوم:قیصر امین پور


[ دوشنبه بیست و سوم دی 1392 ] [ 9:23 ] [ مادر ]
۲۳ ذیقعده
روز زيارتي مخصوص امام هشتم ؛

 _ كه در اين روز زيارت امام رضا از نزديك و از راه دورسفارش شده _

                                                                             

 پيامبر اكرم صلي اللّه و عليه و آله  فرمودند :

زود باشد كه پاره اي از تن من در خراسان دفن گردد و هيچ مؤمني زيارت

 نمي كند او را مگر اينكه حق تعالي بهشت را بر او واجب گرداند و بدنش

 را بر آتش جهنّم حرام گرداند .

 

 

[ یکشنبه هفتم مهر 1392 ] [ 11:6 ] [ مادر ]

                                           تولدت مبارک امام رضا

[ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392 ] [ 10:59 ] [ مادر ]

اومدم تا ببینم لحظه عاشق شدنو

به دلم افتاده بود صدا زدین آقا منو

دل تنهامو آوردم با یه دنیا دلخوشی

 کمتر از آهو که نیستم میشه ضامنم بشی

 

[ شنبه بیست و سوم شهریور 1392 ] [ 12:21 ] [ مادر ]
دل آدم ...

چه گرم می شود گاهی به یک سلام...

 به یک احوالپرسی ساده...

به یک " تکان سر" یعنی تو را می فهمم...

دل آدم گاهی ...

چه شاد است ...

به یک فهمیده شدن ... !

به یک وقت گذاشتن برای تو...

به شنیدن یک من کنارت هستم "

به یک هدیه  بی مناسبت ...

به یک" دوستت دارم "بی دلیل ...

[ یکشنبه هفدهم شهریور 1392 ] [ 8:17 ] [ مادر ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ای خدای مهربون در تمامی لحظات زندگی تو همراه من بودی
تو بودی که توان شروع دوباره به من دادی خیلی وقتا بدجوری دلم شکست
اما اونی که همیشه پناه این دل بود تو بودی
همیشه به سوی تو میام چون جز تو هیچ کسی ندارم
تا به امروز تو بودی که زندگی منو پیش بردی از این به بعدش هم با توست
تو بهترینی ای خدا
منو تنها نزار و قدرت و صبر به من عطا کن
دوستت دارم ای خدا

تقدیم به فرزندانم محمد جواد و حمید رضا
امکانات وب

استخاره آنلاین با قرآن کریم

فال امروز
!------ Code Baresh Dar Weblog ------->

سوسا تم